ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

صفحه دوستداران فرش ایرانی در فیس بوک

یه جورایی تعجب میکنم! از خودم...از شما...راستشو بخوایید بهم برخورد! آخه دیدم طرفدارای پفک نمکی هم توو فیس بوک پیج زدن! ولی چطور هیچکس به فکر افتخار کشورش نبود؟ میتونی مثل همیشه بگی (برو بابا) و بذاری اینم از دستت بگیرن , مثل نوروز ، مثل خلیج فارس و بعد هرروز بری تو سایت یونیسف درخواست بدی...میتونی هم با ما همراه بشی تا فرش رو محکم توو مشتمون نگه داریم...
لطفا اگر عضو فیس بوک هستید با لایک کردن این صفحه , به طرفداران فرش ایرانی در فیس بوک بپیوندید 
صفحه دوستداران فرش ایرانی در فیس بوک

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

پنج میلیادردمین عکس فیلکر آپلود شد

بنا به گزارش وبلاگ فیلکر در تاریخ 19 سپتامر 2010 پنج میلیاردمین عکس فیلکر توسط یک کاربر به نام yeoaaron آپلود شد. این عکس تصویر ساختمان " وودوارد" (woodwards) در ونکوور کانادا است .

پنج میلیاردمین عکس آپلود شده در سایت فیلکر, تصویری است از ساختمان" وودوارد" در کانادا  
 
بنا بر اعلام فیلکر کاربران این سایت هر دقیقه سه هزار تصویر را در فیلکر به اشتراک می‌گذارند و این وبسایت در واقع بزرگترین وبسایت تخصصی به اشتراک‌گذاری عکس به حساب می‌آید  البته لازم به ذکر است که وبسایت فیس‌بوک پیش از این و در سال گذشته با عبور از  مرز پانزده میلیارد عکس ,جایگاه خود را به عنوان بزرگترین میزبان تصاویر در جهان به ثبت رسانده است.
نکته جالب اینکه صاحب این عکس در توضیحات زیر عکس خود را آقای پنج میلیاردی معرفی کرده است .
 منبع

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۲۸, یکشنبه

قهوه تلخ

دیروزطبق معمول بعد از ظهرهای آدینه در یک جمع خانوادگی مشغول گپ زدن با اقوام بودیم , معمولا گفتگوها از یک موضوع معمولی شروع می شود و به جر و بحث های سیاسی تمام میشود. اساسا این مجادله ها را خیلی دوست دارم چون در چنین جمع های خودمانی ,هر کسی نظرش را بدون در نظر گرفتن ملاحظات و خیلی راحت بیان میکند.
در مورد همه چیز حرف زدیم از سهمیه شصت لیتری بنزین در مهر ماه بگیر تا هدفمند کردن یارانه ها ولوح حقوق بشر کورش وهتک حرمت قران و........تا بالاخره رسیدیم به بحث داغ سریال قهوه تلخ , ساخته جدید آقای مهران مدیری که این روزها بحث های زیادی در موردش هست. همونطور که میدونید این اولین سریال تلوزیونی ایرانی است که قرار است به جای اینکه از صدا و سیما پخش شود از طریق شبکه نمایش خانگی به نمایش گذاشته شود. 
یکی از دوستان میگفت : دلیل عدم پخش این سریال از تلوزیون ریشه در مسائل اقتصادی دارد وبه دليل درخواست تهيه کنندگان سريال «قهوه تلخ» براي دريافت باکس آگهي‌هاي پيش از پخش سريال و برداشت درآمد آن، شبکه سه از خريد و پخش اين سريال خودداري کرده بود.
دوست دیگری میگفت : دلیل عدم پخش این سریال از تلوزیون سیاسی است و چون آقای مهران مدیری دردیداری که هنرمندان صدا و سیما با رهبر ایران داشته اند حضور نداشته از طرف صدا و سیما تحریم شده و این رسانه دیگر حاضر نیست سریال این گارگردان را بر روی انتن ببرد
دوست دیگری نظری کاملا متفاوت داشت و میگفت : صدا و سیمای جمهوری اسلامی,  کارگردان قابلی مثل مهران مدیری را بایکوت نمیکند و این آقای مدیری است که دیگر حاضر نیست با رسانه حکومتی کار کند 
هر کدام از نظرات بالا که درست باشد فرقی نمیکند, چیزی که برای من مهم است سریالی جدید از کارگردان محبوب من به بازار ارائه شده که دوست دارم هرچه زودتر به تماشا بنشینم پس به سوپری سر کوچه رفتم و مجموعه اول این سریال که شامل سه عدد سی دی است را به قیمت 2500 تومان خریدم


قبل از شروع شدن قسمت اول , مهران مدیری با بینندگان سریال صحبت هایی میکند.مثل همیشه خودمانی و با طنازی های مخصوص به خودش از بینندگان سریال عاجزانه درخواست میکند از کپی کردن این سریال پرهیز کنند و با خرید سی دی های اورجینال این مجموعه از سازندگان ان حمایت کنند .مهران مدیری توضیح میدهد که تمهیداتی هم برای تشویق مردم برای خرید این مجموعه پیش بینی شده که  بعد از قرعه کشی به عنوان هدیه به برندگان اهداء خواهد شد از جمله شش واحد آپارتمان نوسازمبله و هدایای نقدی دیگر, میتوانید ویدیوی مربوطه را در اینجا مشاهده کنید
ملودی تیتراژ سریال , زیباست  و با صدای مهران مدیری اجرا شده ولی به نظر من خیلی هم خوب از کار درنیامده ایکاش آقای مدیری به همان کارگردانی و بازیگری بسنده میکرد و خوانندگی رو بیخیال میشد و این کار رو به اهل فن خودش میسپرد.

داستان از آنجا شروع می شود که سیامک انصاری نقش یک استاد تاریخ به نام نیما کریم زند را بازی میکند که در تهران امروزی مشغول به زندگی است . در سکانس اول این سریال ,صبح زود نیما مشغول اماده شدن برای رفتن سر کار است که از یک برنامه تاریخی در رادیو اطلاعات  غلطی در مورد رشادتهای یکی از سرداران ایرانی برای مقابله با اسکندر مقدونی داده میشود که نیما متوجه این اشتباه میشود و با تلفن به روابط عمومی صدا و سیما این مسئله را متذکر میشود ولی برخوردی سرد و بی تفاوتی از مسئولین مربوطه میبیند . در طول همان روز همین برخوردها را از صاحب خانه اش , دانشجویانش , ناشری که قرار است کتابش را چاپ کند و یکی از دوستانش میبیند و متوجه میشود که هیچکدام از مردم این شهر برای یک استاد تاریخ تره هم خرد نمیکنند برای همین تصمیم میگرد تا اسباب منزلش را بفروشد و به زادگاهش داراب برود تا در تراشکاری یکی از اقوامش مشغول به کار شود.
نیما تصمیم میگیرد تمامی کتاب های خودش را به یک کتابخانه هدیه کند و وقتی که به کتابخانه میرود به صورت اتفاقی با دختر خانمی آشنا میشود که دانشجوی رشته تاریخ است و در حال تحقیق برای نوشتن تز دانشجویی خودش میباشد . نیما در همان نگاه اول به این دختر علاقه مند میشود و............................

پی نوشت : بعد از دیدن سه قسمت اول این سریال در مورد اینکه چرا این سریال بر روی انتن صدا و سیما نرفته و سر از سوپر مارکت ها دراورد کمی توجیه شدم .مسئولین صدا و سیما حتی تاب شنیدن انتقادات در قالب طنز را هم ندارند. همین